تبلیغات

ساخت صفحات پاپ آپ

انجمن ریاضی دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی(2) - مغز و ریاضی
انجمن ریاضی دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی(2)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مغز و ریاضی

از گذشته تا حال

 آیا می دانستید مغز شما به دو قسمت تقسیم شده است كه این دو قسمت از هم جدا هستند. در دو هزار سال پیش بشر چیزی راجع به مغز نمی دانست . قبل از یونانیها فكر به بدن متصل نبود و بعنوان بخار یا گاز یا روح جدا از بدن تلقی می شد. یونانیها بیش از این نمی دانستند و حتی ارسطو متفكر معروف  فلسفه و بانی  علوم قدیم چنین گفته است كه مركز احساسات و حافظه در قلب است. از زمان یونانیها تا رسانس هیچ پیشرفتی دراین عقیده بوجود نیامد....

شکلک های محدثه

 

 

  

 رنسانس چنین فهمیدند كه مركز فكر و هوش در سر است. تا قرن  بیستم مغز به صورت یك راز باقی بود تا اینكه برای فهم دقیق مغز ما قدمهایی برداشته  شده و بیشتر مردم چنین فرض كردند  كه این پیشرفتها در نیمه قرن بیستم انجام شده است.

 در طول سالهای 1930 و 1940 ما هنوز فكر می كردیم مغز یك ماشین است كه مانند یك كامپیوتر، سریع  عمل كرده  و پیغام او را دریافت می دارد  و آنرا در  جعبه مناسب قرار میدهد . همین و بس!این تفكر در باره مغز، در كتابهای سال اول تحلیلی و روانشناسی  عمومیت داشته و تا همین اواخر چنین بود، تا  اینكه پیشرفتهایی حاصل شد. این پیشرفتها بقدری مهم بودند كه اساس تحصیل و روانشناسی را تغییر داد و بدین حقیقت كه مغز معمولی قوی تر ازآنست  كه تصور می شود، تاكید نمود.

 

مغز چپ و راست شما

 برای مدتی چنین معلوم شده بود كه مغز به دو قسمت چپ و راست تقسیم شده و همچنین اگر به سمت چپ مغز آسیبی وارد شود  طرف راست بدن فلج  می شود و آسیب طرف راست  مغز قسمت چپ  بدن را فلج می سازد. به گفته دیگر هر قسمت از مغز طرف مخالف را كنترل می كند. با توجه به این مسئله  كه دو نیمه مغز مشابه هستند تقسیم شده، پرفسور ارنستان تصمیم به یافتن عملیات  مختلف شخص علاوه بر عملیات فیزیكی گرفت. با گذاشتن   كلاه هایی بر سر دانشجویان برای اندازه گیری امواج مغز از آنها خواست كه انواع كارهای مغزی را انجام دهند. مانند جمع اعداد و نوشتن رسم و تركیب  مكعبهای رنگی و تجزیه و تحلیل منطقی  و افكار رویایی. در تمام مدتی كه این اعمال انجام می شد ارنستاین  امواج مغز حاصل از دو نیمه مغز هر شخص  را اندازه گرفت.یافته های او تعجب آور و مهم بود.

 

بطور كلی مغز چپ اعمال فكری زیر را انجام می دهد:

 1-ریاضیات

 2- زبان

 3- منطق

 4-تجزیه و تحلیل

  5-نوشتن

 6-فعالیتهای مشابه

 و قسمت راست مغز اعمال زیر را:

 1-تصورات

 2- رنگ

 3- موسیقی

 4- آهنگ

 5- رویا

 6- اعمال مشابه دیگر

 ارنستان همچنین دریافت كه كسانی كه ازیك قسمت  مغز استفاده می كنند قادر به استفاده  از قسمت دیگر مغز نیستند. ارنستاین چنین دریافت كه وقتی  قسمتی از مغز تحریك شود ویا قسمت قوی تر كار كند  نتیجه ازدیاد در اثر و قدرت كلی است این افزایش ها بیشتر از مقداری بودند كه ارنستان انتظار داشت. بوسیله كاركردن قسمت ضعیف تر ویا قسمت قوی تر افزایش طرف 1 بعلاوه طرف 2 عملكردی دو برابر را در اجرا می دهد. نتیجه در اصل نشان داد كه مغز گاهی   با روش ریاضیات استاندارد بطور مختلف عمل می كند و وقتی یك قسمت به قسمت دیگر اضافه  می شود  نتیجه 5تا10 بار مؤثر تر می شود. یافته های  ارنستاین  برای كسانیكه در غرب تحصیل كرده اند  اهمیت خاصی دارد. ما دانشجویی را كه از نظر هنر با استعداد است و کمی رویایی است احمق و کودن می دانیم  و این اشتباه است  و هر كسی با این خواص به اندازه  دانشجوی  دیگر با هوش است.  

 هنر مند و دانشمند

 این کار بوسیله کسانی که هنر مند و دانشمند بزرگی می باشند حمایت می شود . برای مثال انیشتن دانشمند بزرگ زمان

 خویش بود نه یک ریاضیدان که سرش پر از فرمول باشد. تاریخ نشان می دهد که در ریاضیات مر دود شده و به خاطر رویایی    

 بودن ازمدرسه اخراج گردیده است. به عقیده انیشتن تئوری نسبیت جلو میز او نبود بلکه یک روز در تابستان روی تپه ای خفته بود همان طور که چشمانش نیمه   باز نگاه می کرد خورشید در میان مژدگان او علامت می داد  و به هزاران اشعه تقسیم می شد . انیشتن از اینکه می توان روی این اشعه نور سوار شده و در تصورات خویش سفری به دور دنیا کرد  تعجب می نمود . که تصوراتش او را به جایی برد که تمرینات  اولیه  فیزیکی به او می گفت که نباید برود. با وجود این او به طرف تخته سیاهش رفت و با استفاده از  ریاضیات برای توضیح چیزی که مغز به او گفته بود حساب کرد. با نگاه به عقب می توانیم ببینیم که او با هر دو قسمت مغزتا درجه ای استثنایی استفاده می کرد. از قسمت راست مغزش  سفر جالب و زیبای خیالی و از قسمت چپ مغزش فیزیک و ریاضی، برای ساختن چهارچوبی برای تصوراتش ، و ترکیب این دو  او  را با یکی از مهمترین تئوریهای زمان آشنا کرد. به همین صورت مطالعات بر روی هنرمندان  بزرگ اینطور نشان داده است که  آنها مانند رنگ روی لباس نبودند. بررسی کتابهای افرادی چون "کلی" "سزان" و "پیکاسو" نشان داده است که آنها  کاملا در بیان کاری که در حال انجام آن بودند ، به صورت فشرده جزئیات چیزی را که می کشیدند شکل وخط آن را می نوشتند.  همچنین بررسی ها نشان داده است که افکار بزرگ که اشتباها هنری یا علمی خوانده می شدند که در حقیقت آنها یکی  بودند. شاید بهترین مثال لئوناردو داوینچی است که یکی از بزرگترین مغزها در زمان خویش بود. شهرت لئوناردو به عنوان  بزرگترین مرد بر اساس این است که او همانطور که با استفاده از تصورات و رنگ و آهنگ و شکل عالی بود در ریاضیات ، زبان،  منطق و قوه تجزیه و تحلیل نیز چنین بود. نتیجه هوشمندانه تر از بررسی های ارنستاین اینست که هر یک از ما بطور   پتانسیلی هم هنر مندیم و هم دانشمندیم. اگر ما در حال حاضر یک کمی پریده هستیم این بخاطر آن نیست که بطور ارثی  قادر نیستیم بلکه یک طرف از مغز ما فرصت کافی برای تکامل مانند طرف دیگر نیافته است.

 ساختمان مغز شما

 دومین قسمت جدید مهم مربوط به مغز ما توسط پروفسور آنوکین شاگرد و نوه پاولو  در روانشناسی کشف شد. قرنها مغز بعنوان توده ای یک و نیم پوندی از جسم دودی رنگ تصور می شد . با پیشرفت میکروسکوب کشف شد که لایه  خارجی فشرده تر از آنچه قبلا تصور می شد بوده و شامل اعصاب فشرده و راه های خونی است. به همان  نسبت  که  میکروسکوپ پیشرفت کرد معلومات در باره ی ساختمان مغز بیشتر می شد. سپس معلوم شد که مغز شامل   میلیو نها سلول کوچک  به نام نرون است. در یک داستان علمی شبیه به داستان فضایی که در آن بیشتر چیزها کشف شده  و  دستگاه ها  قوی تر نشده اند دانشمندان کشف کردند که هر سلول مغز شبیه یک اختاپوس کوچک است  که دارای مرکز و پاهایی در اطراف تنه می باشد. در ادامه سفر، دانشمندان دریافتند که هر یک از پاها دارای هزاران برامدگی کوچک است(مانند یک اسفنج روی پاهای اختاپوس و از تمام جهات پا بیرون زده است. در این مرحله آنها حساب کردند که مغز معمولی شامل تعدادی از نرونهای تنها است(حدود 10000میلیون) برای مدتی تصور می رفت که شمار سلولهای مغز هوش  شخص را تعیین  می کند ولی این تصور مسکوت ماند زیرا بسیاری از مردم با مغزهای ظاهرا بزرگ باهوش نبودند و بعضی ها با مغز های کوچک هوش بسیاری داشتند.

ارتباطات  و راه ها  در مغز شما

 پروفسور آنوکین از جمله اولین کسانی بود که اعتقاد داشت که این شمار سلولهای مغزی نیست که هوش راتعیین می کند

 بلکه بر آمدگی های روی پاهای سلولهاست. او دریافت که هر برآمدگی با حداقل یک برآمدگی دیگر در ارتباط است و بوسیله

 ضربان الکترو شیمیایی این دو میتوانند طرحهایی با گروه های دیگر داشته باشند. همانطوری که او جلو می رفت فهمید که هر

 مغز دارای طرحهایی است که از هزاران برآمدگی روی بازو های میلیونها سلول مغز تشکیل یافته است. پروفسور آنوکین درآخرین  سال زندگیش شمار راه ها و ارتباطات مغز معمولی را حساب کرد. او بعنوان یک دانشمند تاکید کرد که هیچ انسان زنده ای از تمام قدرت مغزش استفاده نکرده و عددی که او حساب کرد اینست:

10 میلیون کیلومتر از نقاط تایپ شده

 

 پتانسیل نا محدود

 یافته های آنوکین و ارنستاین راجع به قدرتهای تحصیلی و هنری ما، تاکید می کند که هر شخص بهتر از آنست که بوی امتیاز

 داده اند و بیشتر مشکلات ما از ضعف اساسی ما نیست زیرا ما اطلاعات کمی راجع به خویشتن و روش کاری خویش داریم. 

پتانسیل با سن و سال

   آخرین اخبار جالب راجع به مغز از تحقیقات پروفسور مارک روسنزویگ و همکاران، ناشی می شود. برای مدتی طولانی چنین فرض می شد که مغز با گذشت سن فرسوده می شود و به یک "ماگزیمم" در سنین 18_24 می رسد و از آن به بعد خراب می شود. این فرسودگی شامل بیشتر قدرت های فکری مانند یادآوری، نگه داری در ذهن و قدرت جسمانی، خلاقیت هوش و فرهنگ لغات است. پروفسور رسنزویگ نشان داد که اگر مغز تحریک شود  بدون در نظر گرفتن سن، بر آمدگی های بیشتری   روی پاهای سلول می رو یاند و این برآمدگی ها شمار کلی ارتباطات داخل مغز را افزاش می دهد. این پدیده های علمی  تازه  به متفکرین این علم نشان داد که قدرت تفکر به سن بستگی ندارد. در میان آنها می توان به گوگیناشاره کرد. او ازسن 35 سالگی نقاشی را شروع کرد و میکل آنژ به کار های هنری و مجسمه سازی و نویسندگی  تا 80 سالگی ادامه داد.  هایدن بعضی از بر جسته ترین آهنگهای موسیقی خود را در آخرین سالهای زندگی نوشت  و پیکاسو  در نود سالگی  بهترین کارهایش را ارائه داد. مدارکی در جوامع دیگر، نشان می دهد که افراد مسن جامعه همواره بعنوان "انسان عاقل"  در نظر گرفته می شدند، توصیفی که شامل استفاده از  معلومات آنها بود. و بحث قدیمی، که سلولهای مغز را در طول  زندگانی از دست می دهیم و این باعث فرسودگی فکری می شود. غیر از این حقیقت که ما ارتباطات جدید مغزی را  سریعتر از، از دست دادن آن بدست می آوریم ، همچنین معلوم است که اگر ما 10000 سلول مغزی در روز از زمان تولد از  دست بدهیم  تا 80 سالگی کمتر از 3% سلولها را از دست داده ایم.

 مغز شما و چند مقایسه

  مغزمعمولا با سیستمهای الکتریکی و ماشینی مقایسه می شود. حساب شده است که تمام شبکه های تلفنی جهان  فقط به اندازه یک نخود از مغز را اشغال می کند. همچنبن توسط پروفسور دی ساموئل کشف شده است که در هر لحظه  صد هزار تا یک میلیون عملیات شیمیایی در مغز شما انجام می پذیرد. به تازگی فهمیده ایم که مغز انسان یک سوپر کامپیوتر بیولوژیک است و در راه کشف  قدرتهای عجیب آن قرار گرفته ایم . اولین قدم باید کشف روش عملکرد آن و فنون و تمریناتی که  آن را قادر به تمرین طبیعی تر و موثرتر می کند باشد ، این عملکرد می تواند با نگاه کردن به حافظه  و حواس اساسی دیگر شروع شود و استفاده از معلومات برای کمک کردن به عملکرد آن بطور ساده تر.


متخصصان علوم اعصاب انگلیسی می‌گویند تحریک مغز با جریان‌های بسیار ضعیف الکتریکی می‌تواند توانایی ریاضی یک فرد را تا شش ماه افزایش دهد.

به گزارش رویترز پژوهشگران در دانشگاه آکسفورد انگلیس بر روی 15 فرد داوطلب به آزمایش پرداختند و برای اولین بار نشان دادند که تحریک الکتریکی مغز کارکرد آنها را در رشته‌ای از ارزیابی‌های ریاضی بهبود می‌بخشد و این بهبود تا شش ماه بعد ادامه می‌یابد.

کوهن کادوش، سرپرست این تحقیق، در آکسفورد در مورد آن گفت:‌ "ما توصیه نمی‌کنیم که مردم خودشان را با شوک الکتریک تحریک کنند، اما از توان بالقوه این یافته‌ها بسیار هیجان‌زده هستیم و اکنون به در حال بررسی تغییرات زمینه‌ای در مغز هستیم."

او افزود: "بعید است تحریک الکتریکی شما را با اینشتین بعدی تبدیل کند، اما بسیار خوشحال خواهیم شد اگر این شیوه به برخی افراد بتواند کمک کند تا با ریاضیات بهتر کنار بیایند."

دانشمندان ماه گذشته گفتند که دریافته‌اند استفاده از الکترودها برای تحریک نواحی عمیق مغز ممکن است بتواند به بیماران مبتلا به اختلال وسواسی اجباری شدید که به درمان‌های دیگر پاسخ نمی‌دهند، کمک کند.

در این بررسی، به 15 دانشجوی داوطلب در سنین 20 و 21 نمادهای بیانگر ارزش‌های عددی متفاوت آموزش داده شد، و بعد آنها مورد زمان‌سنجی قرار گرفتند تا معلوم شود با چه سرعت و دقتی می‌توانند رشته‌ای از معماهای ریاضی را بر اساس این نمادها حل کنند.

این آموزش در طول شش روز انجام شد و هر روز داوطلبان را یا دارونما دریافت کردند یا یک تحریک الکتریکی یک میلی‌آمپری از راست به چپ، یا برعکس، در طول قطعه جانبی مغز - بخشی از مغز که در پردازش ریاضیات مهم است، دریافت کردند. به گفته کادوش این تحریک هر روز برای 20 دقیقه تجویز شد.

او افزود: "فرد تنها به طور جزئی این تحریک را احساس می‌کند، تنها برای 15 تا 30 ثانیه. و اصلا هم دردناک نیست. تنها مانند یک احساس مورمور در جمجمه است."

به گفته او هیچکدام از داوطلبان عارضه جانبی ناشی از این تحریک را گزارش نکرد.

نتایج این بررسی که در ژورنال Current Biology منتشر شده است، نشان داد که داوطلبانی که تحریک الکتریکی از سمت راست به چپ قطعه‌های جانبی مغز را دریافت کرده‌اند،‌ بهترین کارکرد را در آزمون‌های ریاضی داشته‌اند.

این گروه شش ماه پس از این دوره آموزشی مجددا مورد امتحان قرار گرفتند، ‌و همچنان میزان کارکرد بالای‌شان را حفظ کرده بودند.

کریستوفر چامبرز از دانشکده روانشناسی دانشگاه کاردیف ، که در این بررسی شرکت نداشت، گفت این یافته‌ها "جالب‌‌توجه" است و ممکن است کاربردهای گسترده‌ای پیدا کند.

او افزود:‌"نتایج این بررسی پیامدهای جالب‌توجهی برای استفاده از تکنیک‌های تحریک مغزی در سایر حوزه‌ها خواهد داشت."

"توانایی تغییر فعالیت در بخش‌های مغزی، و "بالا" بردن یا "پایین‌" بردن اندک آن به طور دلخواه، راه را برای درمان گستره‌ای از بیماری روانی و عصبی مانند اجبار به قماربازی یا نقصان بینایی ناشی از سکته مغزی می‌گشاید."

Can Pilates make you look taller?
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:25 ق.ظ
Pretty! This was a really wonderful post. Thanks for supplying these details.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام مطالب این وبسایت از سایت انجمن ریاضی دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی گرفته شده
مدیر وبلاگ : محمدرضا میری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

یافاطمة الزهراء سلام الله علیها